اتل متل توتوله این پسره سوسوله
اتل متل توتوله
این پسره سوسوله
موهاش همیشه سیخه نگاش
همیشه میخه
چت میکنه همیشه
بی مخ زدن؟نمیشه
پول از خودش نداره باباش
رو قال میذاره
دی اند جیشو
میپوشه میشینه بعد یه گوشه
زنگ میزنه به دافش
میبنده هی به نافش
که من دوست میدارم
تاج سرم میذارم
صورت رو کردی میک آپ بیا
بریم کافی شاپ
تو کافی شاپ،می خنده
همش خالی میبنده
بهم میگن خدایی! چقدر
بابا بلائی!
همه رو من حریفم
میذارم توی کیفم
هزارتا داف فدامن
منتظر یه نامن
ولی تویی نگارم
برات برنامه دارم
اگه مشکل نداری میام به
خواستگاری!
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
گزارش بازدید از نمایشگاه و فروشگاه اجناس نوروزی:
گزارش بازدید از نمایشگاه و فروشگاه اجناس نوروزی:
خدا رحم کنه به بازدید کننده ها
حتماُ میگین چرا؟ باشه واستون توضیح میدم
من دیروز به پیشنهاد یکی از دوستام به این بازارچه که 3 تا شعبه تو کرج داشت رفتم و از 2 تاشون دیدن کردم
خیلی خوش شانس باشی یه جای پارک تو قسمت پارک ممنوع گیرت میاد و بلافاصله اقدام به پارک کردن تو اوون محل میکنید چون آنقدر دنبال جای پارک گشتین که دیگه از چرخیدن خسته شدید
همین که ماشین رو پارک کردید با انرژی و خوشــــــــــــــــــحال از ماشین پیاده میشین و به سمت درب ورودی بازارچه میرین اما همین که به ورودی میرسین یک ملیارد نفر رو میبینین که در حال عبور و مرور هستن
باخودتون میگین اولش ایجوریه یه ذره جلو تر که بریم درست میشه ولــــــــــــــــــــــی این بزرگ ترین اشتباه شماست چون یا نباید توو میرفتین یا حالا که رفتین باید تا تهش برین نه راه پیش دارین و نه راه پس..
اصولا غرفه های جولویی چیزایی داره که خانوم پسنده(برای همین به آقایون توصیه میشه با مادر- خواهر-دختر خاله-دختر عمه – دختر دایی – دختر عمو- دختر همسایه - دوست دختر – نامزد و سایر موئنثات اونجا نرن یا یه جوری بپیچونن) خانوم ها هم که تا این چیزا رو میبینن میگن حامد اونو دیدی تن دوست دختر دوستت بود یا این شمعدونیا تو خونه شمسی خانوم اینا رویت شد وای ببین ذلیل مرده میگفت 500000 تومن خریدم اینجا داره 1000 تومن و.....
از این مرحله که بگذری به قسمت روان ترافیک انسانی میرسی تو این هیر و ویر یکی میگه آقای محترم تشریف بیارین تست عطر! به این جور آدما نگاه نکنین چون اگه ببینن شما همچین بی میل هم نیستی یقتو میگیرن میبرنت تو غرفه تا از عطر های مزخرفشون بهت بمالن و آخر با هزار تا فن کشتی کجمیتونی یارو رو دودر کنی
چیز های دیگه ای هم دیدم که حال نوشتنشونو ندارم ولی اگه یه وقت به سرتون زد که برین اونجا
1-همه پولتون رو تو یه جیب نذارین
2-موبایلتون روبا خودتون نبرینیا اینکه تو دستتون بگیرین
3-هیچ چیز قیمتی به همراهتون نبرین
4-اگه احساس کردین دست یکی تو جیبتونه نترسین حتما دزده
5- اگه خدا نکرده ازتون سرقت شد حتما به آقا پلیسه بگین(البته تا شما تو اون جمعیت به آقا پلیسه برسین آقا دزده داره تو سفره خونه قلیونشو چاق میکنه)
6-این بازارچه تا 24 اسفند قراره دایر باشه
7-ماهی شب عید رو اونجا نخرین چون تا بیرون بیاین ماهیه آبپز شده(خیلی اونجا گرمه حتما با لبس تو خونه برین آقایون با شلوارک و رکابی و خانوما با تاپ و دامن کوتاه البته یه چادر هم روش بکشن تا خدای نکرده آقا پلیسه تذکر نده)
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
به نظر شما این عکس چه معنی داره؟
این عکس ساختگی نیست و خودم تو یه سفرم به اردبیل از روبروی ***بازار سر پوشیده***(البته از رو دیوارش) گرفتم حالا خودتون قضاوت کنید که این یعنی چی؟اگه چیزی فهمیدین به من هم بگین

نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(2) -
سرانجامي ندارد قصّه ي چت
شدم با چت اسیر و مبتلایش// شبا پیغام می دادم برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم// تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد// زدست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله زموهای کمندش// کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست// زصورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من// اسیرش گشته بیمارش شدم من
زبس هرشب به او چت می نمودم// به او من کم کم عادت می نمودم
دراو دیدم تمام آرزوهام// كه باشد همسرواميّد فردام
برای دیدنش بی تاب بودم// زفكرش بي خور و بي خواب بودم
به خود گفتم كه وقت آن رسيده// كه بينم چهره ي آن نور ديده
به او گفتم كه قصدم ديدن توست// زمان ديدن وبوييدن توست
زرويارويي ام او طفره مي رفت// هراسان بود اواز ديدنم سخت
خلاصه راضي اش كردم به اجبار// گرفتم روز بعدش وقت ديدار
رسيد از راه وقت و روز موعود// زدم ازخانه بيرون اندكي زود
چوديدم چهره اش قلبم فروريخت// توگويي اژدهايي برمن آويخت
به جاي هاله ي ناز و فريبا// بديدم زشت رويي بود آنجا
نديدم من اثر از قد رعنا// كمان ِابرو و چشم فريبا
مسن تر بود او از مادر من// بشد صد خاك عالم بر سر من
زترس و وحشتم از هوش رفتم// از آن ماتم كده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم ديدم كه اونيست// دگر آن هاله ي بي چشم ورو نيست
به خود لعنت فرستادم كه ديگر// نيابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به « جاويد» // به شعر آورد او هم آنچه بشنيد
كه تا گیرند از آن درس عبرت // سرانجامي ندارد قصّه ي چت
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
درد دل یک مادر و دختر دم بخت به نظم(طنز)
دختری با مادرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب
گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم روی دستت باد کردم مادرم
سن من از 26 افزون شده دل میان سینه غرق خون شده
هیچکس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته
مادرش چون حرف دختر را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت
دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن
گفت دختر:مادر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بریک پسر مغزیابو خورده ام یا مغز خر؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعید و یاسر و ایضا ً صفر
با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری ، هم صحبت یاسر شدم او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله
بعد هوتن یار من فرهاد بود البته وسواسی و حساس بود
بعد از این وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو
گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر دل نمی دادم به هر کس این قدر
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
واقعا ً که پوز مادر را زدی
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
50 مزیت مرد بودن
١- اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
٢-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
٣-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
بقیــــــــــــــــــــه در ادامــــــــــــــــــــــــه مطــــــــــــــــــــــــــلب
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(2) -
قدر آقایان را بدانید
بس است فمينيست بازی ! دست از سر كچل ما برداريد. آخر ما چه هيزمی به شما
فروختيم (تر و خشكش پيشكش) كه با ما اينجوری میكنيد؟! چرا چشم ديدن ما را
نداريد؟! فكر كردهايد چه مثلاً؟! آقايان نباشند دنيا بهشت میشود؟!
اصلاً شما چه میكنيد؟! خدمت سربازی كه نمیرويد، نفقه كه به مان نمیدهيد، خرجتان هم كه الی ماشاءالله!... چه؟!
قلاب بافي؟!! گل چيني؟!! نمیخواهيم، نمیخواهيم، آن روميزیهای كج و
كوله! جك و جانورهايی كه میسازيد را هم میرويم از مغازه سر كوچه میخريم.
چرا قدر آقايان را نمیدانيد؟! كم برایتان ظرف شستند؟ سوسك گرفتند؟ قدتان نمیرسيد از آن بالا كاسه و بشقاب آوردند پايين؟
اگر اينها نباشند چه كسی بهتان لينك میدهد؟ اصلاً چه كسی وبلاگتان را
میخواند؟! نديديد میآيند الكی الكی قربان صدقهتان میروند و از
نوشتههايتان تعريف میكنند؟! توي چت هم كه ديگه هيچي...
شما فكر كردهايد اگر مردها نباشند، دنيا اداره ميشود؟! نه خانم جان! نه!
اين تعداد جنگ و خونريزی كه در صحنه جهاني مشاهده میكنيد، و اصلاً اينكه
زمين در مدار معينی گردش ميكند مرهون حضور آقايان در عرصه قدرت است.
اگر قدرت دست شما بود كه اصلاً آدم زنده در دنيا باقي نمیگذاشتيد! ظرف
چند روز جنگ هستهای و متلاشی كردن كره خاكی و خروج آن از مدار. ما كه
ديدهايم... وقتی دعوايتان میشود نزديك است كله يكديگر را بكنيد!! باز
طفلك آقايان چك و چانه هم را پايين میآورند.
نمیدانيم كدام مادر مردهاي اين كلمه حقوق زنان را انداخت توي دهانتان؟!
مگر ما چقدر حقوق میگيريم؟! تازه اگر بندهخدايی پيدا شود و خداینكرده
دوتا خانم را به گورآباد برساند، بايد به اندازه يك مرد ديه بدهد!!
اِهِه... اين ديگر چه بساطی است؟!! اعصابمان را خراب كرديد! بس است ديگر...
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
جای علامت سوال چه عددی میگذارید؟

جای علامت سوال چه عددی میگذارید؟
5 = 1 
25 = 2 
125 = 3 
625 = 4 
? = 5 
جواب در ادامه مطلب:
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
سياست انگليسي و آمريکايي
می گویند یک سياستمدار آمریکایی به یک سياستمدار انگلیسی می گوید:
چگونه انگلیسی ها به این درجه از شهرت در سیاست مداری رسیده اند در حالی که قدرت آمریکا بیشتر است.
سياستمدار انگلیسی می گوید:
الان توضیح می دهم. اگر بخواهی این بسته فلفل را به خورد این سگ بدهی چکار می کنی؟
آمریکایی دست و پای سگ را می بندد و با زور چوبی را که فلفل به آن بسته
شده است درون دهان سگ می کند و سگ بعد از مقاومت فراوان و سروصدا بالاخره
فلفل را قورت میدهد.
انگلیسی می گوید:
روش ما این گونه است! و ...
سگ را به آرامی نوازش نموده و ناگهان فلفل را درون ماتحت او فرو می
کند. سگ تند تند ماتحت حود را لیس می زند و تمامی فلفل را بدون هیچ گونه
اعتراضی می خورد.
و مي گويد: ما اينيم ديگه!
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
جنس چینی
قلم ، سیگار ، پوشک ، مغز گردو ، دفتر چینی
ملاقه ، پانچ ، سیفون ، ملحفه ، انگشتر چینی
مگس کش ، آفتابه ، دسته بیل و دیزی سنگی
بخاری ، جالباسی ، پنجره ، یا که در چینی
به هرجایی روی تنها ، ببینی "مید این چاینا"
به روی قبر حتی هست سنگ مرمر چینی
انار و زعفران و پسته صادر می شود ، اما
به جایش می شود وارد ، درخت عرعر چینی
نمی دادند لیلی را به مجنون ، گفت اینگونه:
«جهنم! می روم جایش ، بگیرم دلبر چینی»
کنار آب رکناباد هم با طرز مشکوکی
نشسته حافظِ شیراز ، دستش ساغر چینی
نمی دانم چرا هرگاه مصرف می کنم جنسی
کنم من ذکر خیری هم ز خواهر مادر چینی
عزیزم کار هر بُز نیست خرمن کوفتن ، خواهد
کهن مردی به همراه ِ دو تا گاو نر چینی
برو برگو به آن آقا ، بخوان دیگر تو از حالا
که می آید از آن بالا ، پس از این کفترچینی
مزن دیگر تو پالنگی ، به زیرپای من، آخر
بترس از سوت چینی در دهان داور چینی
الا ترشیدگان مژده ! سر آمد انتظار آخر
که وارد می شود فردا براتان شوهر چینی
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
ميگن مجنون و ليلا رو گرفتن
ميگن بدجور گير و داره تهرون
تموم لات و لوتا رو گرفتن
به جرم ارتباط غير شرعى
ميگن مجنون و ليلا رو گرفتن
تموم شاعرا رو جمع كردن
رهى، خيام، نيما رو گرفتن
سپس جامى، نظامى، شيخ سعدى
منوچهرى و صهبا رو گرفتن
بقیه در ادامه مطلب
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
حسنک کجایی
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به
خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن
می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود
ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری
تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می
کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد
سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که
سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی
ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .
ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت
اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و
مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان
چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان
خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها
را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو
به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما
خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن
داستان های قشنگ وجود ندارد.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
الاغ مرده!
چاک از یک مزرعهدار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد
که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ چاک
آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»
چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه. آخه همه پول رو خرج کردم..»
چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعهدار گفت: «میخوای باهاش چی کار کنی؟»
چاک گفت: «میخوام باهاش قرعهکشی برگزار کنم.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه که یه الاغ مرده رو به قرعهکشی گذاشت!»
چاک گفت: «معلومه که میتونم. حالا ببین. فقط به کسی نمیگم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعهدار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
چاک گفت: «به قرعهکشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم ۸۹۸ دلار سود کردم..»
مزرعهدار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
صنم كمربند مشكي!
دي با صنمم بر لب يك جوي نشستيم
يك چاي بخورديم و بسي تخمه شكستيم
(البت كمي آن سوتر از اين محفل ساده
بودند دو جين عضو قديم خونواده)
كوتاه سخن آنكه من و شاهد گيتي
بوديم به صحبت ؛ سخناني درپيتي!
گفتم: صنما راز خم اين مژه چون است؟
كز قامت آن ملك جهان كوچك و دون است!
گفتا: صنما! ول بنما! اين چه سوال است؟
كز لطف ريمل اين مژه در حد كمال است!
گفتم: چه كسي زخم بر آن بيني بي نقص نشانده؟
لب تر بنما نفله كنم، صبر نمانده!
گفتا كه : دماغم همه مديون همين است
اين زخمه ي جراح، نه از مايه كين است
گفتم: صنما اين چه عجب ديده سبزي است تو داري؟
خواهم كه زنم جلد بر اين تحفه، بده چسب نواري!
گفتا: صنما خر نشو! ما را نده آزار
گويند به اين ‹ لنز ملون › همه بازار!
گفتم كه: از اين شعشعه طره زلفان تو مستم
اي بار خدايا! فتبارك به تو، از جاي بجستم!
گفتا كه: مد موي من از نوع كلنگي است!
مهواره نشان داد! مدش عند فرنگي است!
(اين نكته تذكر بدهم خدمت خوبان
درباره آن شعشعه طره زلفان؛
آن شعشعه كه صحبت آن رفت به بالا
از پشت حجاب آمد و تابيد!!! ، به مولا!)
گفتم: صنما اين چه جلوبندي و رينگ است!؟
اين كار خدا نيست، بساط تيونينگ است!
***
خوانندگان محترم! از كساني كه دچار عارضه قلبي هستند خواهش مي كنم از خواندن ادامه داستان صرفنظر كنند! با توجه به حماسی شدن ادامه ماجرا٬ فیتیله وزن شناسی تان را تنظيم كنيد!
***
به محضي كه حرفم به پايان رسيد
عذابي اليم از فلك سر رسيد
شكر خوردم از آن غلط كردنم
چو ديدم يه لنگش پس گردنم!
علم كرد و خم كرد و كوبيد پاي
به آني دگر من نبودم به جاي!
بدين ضربت آن يل بي وفا
به كله برفتم تو جوب از قفا!
ز الطاف آن ضربه همسرم
دو شب چرخ مي زد جهان بر سرم
‹زمين شش شد و آسمان گشت هشت›
يكي بس نَبُد، يارمان گشت هشت!
بگفتم: كدامين يل گرزدار
چنين گرز كوباند بر فرق يار؟
گمان مي كنم كار آرنولد بود
بروس لي ندارد چنين تار و پود!
بگفتا : كه اين ضربه ‹چون دان سوكيست›
بروس لي كجا بود؟ آرنولد كيست؟!
چو شش بخيه بر فرقمان دوختند
دلم را به پندي چنين سوختند؛
زبان دركش اي عاقل كاردان
نگويد سخن مرد بسيار دان!
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
پسرا و دخترا چه جوري از دستگاه عابر بانک پول ميگيرن ؟
پسرا و دخترا چه جوري از دستگاه عابر بانک پول ميگيرن ؟
اول پسرا
1.با ماشين ميرن سراغ بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
2. کارت رو داخل دستگاه ميذارن
3.کد رمز رو ميزنن و مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
4. پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
و خدا بخير کنه دخترا
1. با ماشين ميرن دم بانک
2. توي آينه آرايششون رو چک ميکنن
3. به خودشون عطر ميزنن
4.احتمالا" موهاشون رو هم چک ميکنن
5. توي پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
6. توي پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
7.بلاخره ماشين رو پارک ميکنن و ميرن دم دستگاه عابر بانک
8.توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
9. کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
10. کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
11. دنبال کارت عابر بانکشون ميگردن
12. کارت رو وارد دستگاه ميکنن
13. توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش يادداشت کردن ميگردن
14.کد رمز رو وارد ميکنن
15. يه ربع قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
16. کنسل ميکنن
17. دوباره کد رمز رو ميزنن
18.کنسل ميکنن
19. به دوست پسرشون زنگ ميزنن که طريقهء وارد کردن کد صحيح رو براشون بگه
20. مبلغ درخواستي رو ميزنن
21.دستگاه ارور (خطا) ميده
22. مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
23. دستگاه خطا ميده
24. بيشترين مبلغ ممکن رو درخواست ميکنن
25.انگشتاشون رو براي شانس روي هم ميذارن
26.پول رو ميگيرن
27. برميگردن به ماشين
28. آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
29.توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
30. استارت ميزنن
31.پنجاه متر ميرن جلو
32. ماشين رو نگه ميدارن
33. دوباره برميگردن جلوي بانک
34. از ماشين پياده ميشن
35. کارتشون رو از توي دستگاه عابر بانک برميدارن
36. سوار ماشين ميشن
37. کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
38.آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
39.احتمالا يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
40.راه ميفتن و ميندازن توي خيابون اشتباه
41.برميگردن
42. ميندازن توي خيابون درست
43. پنج کيلومتر ميرن جلو
44. ترمز دستي رو آزاد ميکنن ( ميگم چرا انقدر يواش ميره ها )
45.به حرکت ادامه ميدن
بعدشم ميرسن خونه ديگه بابا يه ماشالا بگين ديگه
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
خواستگاری خر
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(5) -
کشوری که زنان نانآور هستند و مردان از زنان کتک میخورند!!

|
| به
احتمال زیاد این تعداد كمتر از میزان واقعی باشد، چرا كه مردان اكثرا برای
حفظ آبرو و غرور خود از گزارش دادن خشونتهای اعمال شده علیه خودشان
خودداری میكنند... |
بر
اساس گزارش اخیر وزارت كشور «تایوان» این موضوع مشخص شد كه در
سال گذشته میلادی بیش از چهار هزار مرد در این كشور توسط زنان خود مورد
خشونت قرار گرفتند.
«چانگ هسیو یوآن» ـ یكی از مقامات
وزارت كشور «تایوان» در امور خشونتهای خانگی ـ یادآور
شد: طی سال گذشته میلادی چهار هزار و ۴۲۸ مرد در این كشور توسط زنان خود
مورد خشونتهای روانی و جسمی قرار گرفتند.
وی
خاطر نشان كرد: این میزان دقیقا چندین برابر سالهای گذشته است، به
طوری كه در سالهای ۲۰۰۲ میلادی تنها یكهزار و ۳۲۵ مرد مورد
خشونت قرار گرفته بودند.
در
گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس آمده است كه به احتمال زیاد این تعداد كمتر از
میزان واقعی باشد، چرا كه مردان اكثرا برای حفظ آبرو و غرور خود از گزارش
دادن خشونتهای اعمال شده علیه خودشان خودداری میكنند.
در
گزارش این خبرگزاری همچنین به این موضوع اشاره شده كه عواملی همچون حقوق
بالای زنان در این كشور و استقلال مالی كامل از مهمترین مسایل در
بروز خشونت علیه مردان در «تایوان» محسوب میشود، چرا كه
زنان در اصل نقش تامینكننده مخارج زندگی را بازی میكنند و به
همین دلیل است كه شوهران خود را برای این كه «مفت خور» و
«تن پرور» هستند، مورد ضرب و شتم قرار میدهند!!
با
این حال، وجود اورژانس اجتماعی و تلفنهای امدادرسان به شوهران كتك
خورده میتواند باعث دلگرمی و كمك به این افراد و برقراری عدالت و
برابری جنسیتی در این كشور باشد.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(2) -
درگذشت بازیکن و کاپیتان اسبق تیم ملی فوتبال
|
| فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران در پیامی این ضایعه را به تمام اهالی ورزش فوتبال کشور تسلیت عرض نموده است. |
عضو کمیته پیشکسوتان از درگذشت بازیکن و کاپیتان اسبق تیم ملی خبر داد.
فرامرز ظلی ضمن اعلام خبر درگذشت منصور امیر آصفی بازیکن و کاپیتان اسبق تیم ملی ایران و یکی از بنیان گذاران مکتب فوتبال باشگاه کیان گفت: مرحوم
آصفی که متولد سال 1315 بود ،صبح امروز بر اثر بیماری درگذشت و البته زمان
و مکان دقیق مراسم تشییع پیکر این عزیز از دست رفته متعاقبا اعلام می شود.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
نوروز، شبکه اول سیما و پخش انبوه فیلمهای آمریکایی
«بنجامین
باتن»، «دشمنان ملت» و «وضعیت بازی» مطرحترین فیلمهای خارجی شبكه اول در
ایام نوروز هستند كه هر سه این آثار از تولیدات جدید سینمای آمریكا محسوب
میشوند...به گزارش جام
جم آن لاین، «بنجامین باتن» به كارگردانی دیوید فینچر محصول سال 2008
آمریكاست و براد پیت در آن نقشی متفاوت را بازی كردهاست. این فیلم كه با
عنوان كامل «ماجرای عجیب بنجامین باتن» شناخته میشود، در هشتادویكمین
دوره جوایز اسكار در سیزده بخش نامزد بود.
«دشمنان ملت» به كارگردانی
مایكل مان نیز در ایام نوروز از شبكه اول پخش میشود. داستان این فیلم در
سالهای ركود اقتصادی اتفاق میافتد و درباره تلاش دولت برای بازداشتن
تبهكارانی چون «جان دیلینجر»، «نلسن» و «فلوید» است. جانی دپ و كریستین بل
بازیگران این فیلم مایكل مان (خالق مخمصه) هستند.
«وضعیت بازی» دیگر
فیلم نوروزی قابل توجه شبكه اول است. این فیلم به كارگردانی كوین
مكدونالد براساس یك سریال محصول سال 2003 شبكه بیبیسی ساخته شدهاست.
هلن میرن و راسل كرو در این فیلم بازی كردهاند.
شبكه اول همچنین
فیلم «مسابقه مرگ» را اوایل نوروز به روی آنتن میبرد. این فیلم محصول
سال 2008 است و با همكاری كشورهای آلمان، آمریكا و انگلیس ساخته شدهاست.
«مسابقه مرگ» با بازی جیسون استاتام، داستان یک راننده مسابقات رالی بنام
جنسون ایمز(استاتام)است، که به جرم قتل همسرش در زندان بسر میبرد.
شبكه اول در ایام نوروز فیلمهای آمریكایی «رویای ناتمام» و «12 راند» را پخش میكند. هر دوی این فیلمها در سال 2008 ساخته شدهاند.
فیلم آلمانی «آتش» كه در سال 2008 ساخته شده، نیز دیگر فیلم نوروزی شبكه اول است.
شبكه اول در ایام نوروز همچنین فیلمهای خارجی «شمشیرهای پرنده» و «نقاب» را پخش میكند.
بر
اساس این گزارش ایسنا، شبكه اول فیلمهای ایرانی «دنده معكوس» (به
كارگردانی حسن فتحی)، «لذت حقیقت» (فریدون فرهودی)، «صدای پای تردید»(صادق
پروین آشتیانی)، «جشن ایرانی»(عباس رافعی) ، «درانتهای كوچه زمستان» (رضا
بهشتی)، «سرباز فراری» (آرش قادری) و «تنهایی رود» (علیرضا رزازیفر) را
در ایام نوروز پخش خواهد كرد.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
حکایت جالب خواهر زن جذاب
من خیلی خوشحال بودم ! من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم والدینم خیلی کمکم کردند
دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود…
فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد
و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم…
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…
اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم…
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم
و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم
به خانوادهء ما خوش اومدی !!!
نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید !!!
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
من سخت بدهکارم
من سخت بدهکارم
جیب هایم خالی ست
کفش هایم کهنه ، چشمم کور
من عجب دنده نرمی دارم
من پول هایم را وقتی می گیرم ،
که فاتحه اش را خوانده باشد زن من
سر گلدسته برج
جیب من جای گره خوردن هیچ است و شپش
هر کجا هستم باشم ، خانه ای می خواهم
اجاره، رهن ، کرایه همه اش مال من است
چه اهمیت دارد که اجاره با لا ست
صاحبان خانه چه خبر از ته جیبم دارند
پول را باید جست ، وام باید که گرفت ،
خانه ای نقلی ساخت
زیر قرض باید رفت
با همه اهل و عیال ،نان خشک باید خورد
مگر این اشکنه ها چه کم از دیزی سنگی دارد !
بهتر آن است که قانع باشیم
و نگوییم که پول و پله لازم داریم !
حرف دیگر،کافیست
خانه در یک قدمی است
و طلبکار آنجاست!
کفش را باید کند
پول را باید جست
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
یه خواهش کوچیک
سلام به دوستای گلم
خواهش میکنم اگه پیغام خصوصی دارین تو بخش نظرات مطرح نکنین
من اکثر روزا off های یاهو مسنجرمو چک میکنم ولی همیشه یادم میره نظرات خصوصی رو هم بخونم
پس از این به بعد واسم به این آدرس off بذارین shahsavar.1387@yahoo.com
با تشکر
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(3) -
دکتر علی شریعتی
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد،بدست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
بدین سان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را.........
دکتر علی شریعتی
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(2) -
یه آمار اجمالی از موقعیت جغرافیایی باز دید کننده های جنگل بلاگ
۵ کشور اول
1-
ج. ا. ايران
2-
برزيل
3-
آمريکا
4-
کانادا
5-
انگلستان
5 کشور انتهایی(از پایین به بالا)
1-
اندونزی
2-
چين
3-
ژاپن
4-
عراق
5-
اتريش
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
انقدر دور از جون شما بعضیا بی انصاف تشریف دارن که مجبور شدم این پست رو دوباره بنویسم
مگه نظر دادن.....(جای خالی را تا ۳ رقم اعشار پر کنید)
۱-سخته؟
۲-هزینه ی سنگین داره؟
۳-وقت زیادی می خواد؟
۴-نیاز به تبحر خاصی داره؟
۵-کلاس شما رو پایین میاره؟
۶-کامپیوترتونو ویروسی میکنه؟
۷-زلزله میاد؟
۸-قحطی میشه؟
۹-یارانه ها قطع میشه؟
۱۰-تیغ داره؟
۱۱-پول آب و برق و گاز و تلفنتون سر به آسمون میکشه؟
۱۲- من همینا به ذهنم رسید اگه شما چیز دیگه ای به ذهنتون رسیده بگین تا به اسم خودتون اضافه کنمش
پـــــــــــــــــــــــــــــس چرا نظر نمی دین؟
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
بر و بچه های دانشگاه تی - جی خودشونو معرفی کنن تا با هم آشنا بشیم
سلامی دوباره
یه روز که تو سایت دانشگاه داشتم وبلاگ رو آپ می کردم متوجه شدم که حد اقل 10تا از بروبچه های دانشگاهمون با جوان بلاگ همکاری میکنن
واسه همین تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم و بگم کــــــــــه
بر و بچه های دانشگاه تی - جی
خودشونو معرفی کنن تا با هم آشنا بشیم
اگه ببینم تعدادمون زیاده یه سایت دیگه واسه معرفی استادا به بقیه ی دانشجو ها راه اندازی میکنیم
پس آهای تی - جی پژوه ها خودتونو معرفی کنین
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
آیا میدانید؟!!

|
آیامی دانستید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر میکند.
آیامی دانستید هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد.
آیامی دانستید قلب انسان میتواند خون را ۱۰ متر به بیرون پرتاب کند.
آیامی دانستید متداولترین نام در دنیا محمد است.
آیامی دانستید زبان قویترین ماهیچه در بدن است.
آیامی دانستید روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است.
آیامی دانستید ستاره دریایی مغز ندارد.
آیامی دانستید زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک میزنند.
آیامی دانستید شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.
آیامی دانستید انسانهای راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دستها عمر میکنند.
آیامی دانستید لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
آیامی دانستید درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.
آیامی دانستید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود.
آیامی دانستید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند.
آیامی دانستید هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب میخورد.
آیامی دانستید گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد.
آیامی دانستید کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که میسوزاند فقط ۱.۵ متر حرکت میکند.
آیامی دانستید صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.
آیامی دانستید که خوک*ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند؟
آیامی دانستید که فندک قبل از کبریت اختراع شد؟
آیامی دانستید که سالانه ۴ هزار نفر غیر سیگاری در اثر همنشینی با افراد سیگاری به سرطان ریه مبتلا شده و جان می سپرند؟
آیامی دانستید که در زیمبابوه از هر ۵ نفر یکی مبتلا به بیماری ایدز است؟
آیامی دانستید که در سوید سالیانه از ۹ میلیون جمعیتی که دارد فقط ۱۷۰۰ نفر می میرند؟
آیامی دانستید ایران به سی کشور جهان تسهیلات نظامی صادر می کند؟
آیامی دانستید که تقریبا ۶۵ درصدوزن انسان را اکسیزن تشکیل میدهد؟
آیامی دانستید که هر ۱۳ دقیقه یک کتاب جدید در امریکا منتشر میشود؟
آیامی دانستید که حد متوسط مطالعه کتاب در بین ایرانیان ۳ دقیقه در سال است.
آیامی دانستید که رشد تعداد ماشینها در جهان سه برابر رشد جمعیت انسانهاست.
آیامی دانستید که از جمعیت ۶ میلیاردی جهان ۵/۱ میلیارد نفر از اب اشامیدنی محرومند و ۶/۱ میلیارد نفر به برق دسترسی ندارند.
آیامی
دانستید که سرطان سینه چنانچه در مراحل اولیه باشد حتی با ماموگرافی
نمیتوان پی به وجود ان برد مگر اینکه چند سال از رشد ان گذشته باشد؟ بد
نیست بدانید مصرف لیمو ترش از ابتلا به بیماری سرطان سینه جلوگیری می کند
آیامی
دانستید که در ایران سالانه ۲۸ هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از
دست می دهند. این امار در جهان یک میلیون دویست هزار نفر میباشد که نود در
صد ان مربوط به کشورهای جهان سوم میباشد.
آیامی دانستید که در هر دقیقه نسل یک موجود زنده در جهان منقرض می شود.
آیامی دانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند.
آیامی دانستید که بیشتر هواپیماها صندلی شماره ۱۳ را ندارند.
آیامی دانستید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن افراددرشب بیشتر از قهوه و کافین است.
آیامی دانستید که ۵۵درصدسوانح هوایی در زمان نشستن هواپیماو۳۰درصد در هنگام برخاستن هواپیما رخ می دهد.
آیامی دانستید که در تایوان بشقاب های گندمی درست میشودوافراد بعد از خوردن غذابشقاب هایشان را هم می خورند.
آیامی دانستید که گوش و بینی درتمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و بزرگتر می شوند.
آیامی دانستید که آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست می باشد.
آیامی دانستید که اولین مردمانی که نخ را کشف کردند وموفق به ریسیدن ان شدند ایرانیان بودند.
آیامی دانستید که بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیق ترین نقطه ان به ۴۳۳۰متر میرسد.
آیامی دانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده می کند.
آیامی دانستید که به طور متوسط شما روزی ۵۰۰۰کلمه صحبت میکنید که۸۰% ان با خودتان است!
آیامی دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است.
آیامی دانستید مقاومت موش صحرایی در برابر بیآبی بیشتر از شتر است.
آیامی دانستید جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون است.
آیامی دانستید یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان در اختیار دارد.
آیامی دانستید ۳۵۰ هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد.
آیامی دانستید نوشابههای زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند.
آیامی دانستید شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید.
آیامی دانستید تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی، یک میلیارد و در سگهای شکاری،۴ میلیارد عدد است
آیامی دانستید رشد کودک در بهار بیشتر است.
آیامی دانستید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
آیامی دانستید در تمام وجود شما بیش از یک مشت گچ (کلسیم) وجود دارد.
آیامی دانستید هر تکه کاغذ را بیش از 9 بار نمی توان تا کرد.
آیامی دانستید وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.
آیامی دانستید تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است.
آیامی دانستید حلزون می تواند سه سال بخوابد.
آیامی دانستید فیل ها قادر به پریدن نیستند.
آیامی دانستید شن خیس از شن خشک سبکتر است.
آیامی دانستید تا زمانی که غذا با بزاق مخلوط نشود، مزه اش احساس نمی گردد.
آیامی دانستید گاونر کوررنگ است و فقط به حرکت شنلی که گاوباز در جلوی او تکان می دهد حساس است. دیگرفرقی نمی کند شنل چه رنگی باشد.
آیامی دانستید قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انشان است.
آیامی دانستید فقط قورباغه های نر قورقور می کنند.
آیامی دانستید لایه ی اوزون فقط به اندازه دو سکه ی روی هم ضخامت دارد.
آیامی دانستید رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست.
آیامی دانستید قرنیه ی چشم انسان خون ندارد. | |
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
شنل قرمزی در طرح امنیت اجتماعی !
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(2) -
کارهایی که می شه تو آسانسور انجام داد:
کارهایی که می شه تو آسانسور انجام داد:
وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين
:نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه
ديگه در باز ميشه
وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن
يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن
رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين…اگه شما
نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن
يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين
از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين
توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين
در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟
هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه
هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين
به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين
يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين
هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت
يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين
البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
کسب درآمد بی نظیر
آقا بهتر از این دیگه نمیشه خودتون قضاوت کنین
اگه شما هم میخواین بیاین تو این کار اینجا کلیک کنین
هر سوالی داشتین بگین تا جوابتونو بدم
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
فرهنگ نوین اصطلاحات دانشجویی!!!
فرهنگ نوین اصطلاحات دانشجویی!!!
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(6) -
برخي رشته هاي دانشگاهي به طنز
برخي رشته هاي دانشگاهي به طنز
در ادامه مطلب
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن
دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن در ادامه مطلب
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
عنصر: زن
علامت: WO
کاشف: آدم ابولبشر
جرم اتمی:به طور متوسط 53،6 کیلوگرم، اما از 40 تا 200 کیلوگرم متغیر است
فراوانی : به میزان زیاد در شهرها پراکنده اند
خصوصیات فیزیکی:
سطح خارجی آن معمولاً پوشیده از رنگ، سرخاب و سفیداب است.
بدون هیچ دلیل مشخصی جوش می آورد یا یخ می زند.
با انجام عملیات خاص بر روی آن ذوب می شود.
به صورت های مختلف از آهن خالص گرفته تا سنگ معمولی یافت می شود.
خصوصیات شیمیایی:
کشش و گرایش بسیار زیادی به طلا، نقره، و سنگ های قیمتی دارد.
اجسام و اشیاء قیمتی و گرانبها را به خود جذب می کند.
بدون هیچ دلیل مشخص و بدون هشدار قبلی، ناگهان منفجر می شود.
در مایعات نامحلول است اما با اشباع شدن در الکل، فعالیت آن به طرز شگرفی افزایش پیدا می کند.یکی از قوی ترین عوامل کاهنده پول مردان به شما می رود.
استفاده های عمومی:
کاملاً تزئینی، به ویژه در ماشین های اسپرت. مفید برای تمدد اعصاب و ایجاد آرامش وسیله شستشو بسیار مؤثر و قوی
آزمایشات:
نوع خالص آن اگر به صورت طبیعی مشاهده شود، قرمز می شود. وقتی در کنار نمونه برتر خود قرار می گیرد، به رنگ سبز درمی آید.
خطرات:
بسیار خطرناک، مگر در دست شخص وارد و باتجربه داشتن بیش از یکی آن غیرقانونی است، اما می توان چند نوع از آنها را در جاهای مختلف برای خود نگهداری کرد تا زمانیکه این موجودات با هم برخوردی نداشته و از وجود هم بی خبر باشند.
زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود
تاريخچه کشف زن
کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ نوکیا 6600 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند
طرز تهيه زن
برای تهيه اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات پژو دویست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلای ۲۴ عيار به عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود!
خواص فيزيکی زن
بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می شود
خواص شيميايی زن
بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات کرم آفتاب و سولفات روژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنشات غلیظ ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق بانيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده اوليه باز می گردد
توصيه ايمنی
هرگز با این عنصر(زن) یکی بدو نکنید که نتیجه خوبی نمیدهد
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
تعریف مشاغل مختلف
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید
منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند
و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند
ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد
و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید
چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.
روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد
و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.
ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک
بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.
هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد
و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.
فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.
روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد
که همسرتان مجانی از شما می پرسد.
جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود
و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.
برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید
را به روشی که نمی فهمید حل می کند.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(1) -
آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ
| آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ |
آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟
آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!
آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟ |
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
نامه مایلیکهن به همه «گندهباقاليها»!
محمد مايليكهن در بيانيهاي به صحبتهاي اخير مسوولان باشگاه استقلال و امير قلعه نويي به شدت انتقاد كرد.
به گزارش ايسنا، متن كامل بيانيه مايليكهن به اين شرح است:
مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد
اين روزها پس از مسابقه شرافتمندانهاي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايستهاش در برابر رقيب قابل احترام خود انجام داد و به اذعان همه، تيم سايپا صرفا به ارايه يك بازي كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت، اما متاسفانه چه به هنگام مسابقه (در ورزشگاه) و چه پس از آن، طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانهترين الفاظ كه تنها از شعبان بيمخها و نوچههايشان برميآمد، پرداخته و در صدد آن برآمدند تا ضعفهاي فني خود را به همه كس و همه چيز غير از خود نسبت داده و هر آنچه كه خود و نوچههايشان لايق آن هستند با سياهنمايي هرچه تمامتر به اين و آن نسبت بدهند تا شايد بتوانند ضعفهاي فني خود را به گونهاي از چشم اين و آن پنهان داشته و لاپوشاني نمايند.
لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و سياهكار (كليوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن بوده، اما لقب ژنرال را يدك ميكشند اعلام ميدارم تا از گل دقيقهي 90 سايپا و از درس و پيامي كه آن گل به بزرگي و پهناي ايران عزيز اسلاميمان به همراه خود داشت پند گرفته و هرچه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچهپروري برداشته و از كارهاي ناثواب و عوام فريبي خودداري نمايند، بديهي است كه هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نبوده و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد خوار و اگر عزيز بدارد عزيز خواهد داشت و هيچ برگي بياذن او بر زمين نخواهد افتاد.
اين مطالب شامل همه گنده باقاليهايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز ميشود.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
پاسخ اینشتین
مي گويند "مريلين مونرو" يک وقتي نامه اي نوشت به "آلبرت اينشتین" که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنيم، بچه هايمان با زيبايي من و هوش و نبوغ تو، چه محشري مي شوند!
آقاي اينشتین هم نوشت؛ ممنون از اين همه لطف و دست و دلبازي خانم. واقعا هم که چه غوغايي مي شود!ولي اين يک روي سکه است. فکر اين را هم بکنيد که اگر قضيه بر عکس بشود، چه رسوايي بزرگي بپا مي شود!
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
برخی نوشته های پشت تریلی های جاده
| برخی نوشته های پشت تریلی های جاده |
1 - به حرمت اشك مادر توبه كردم. 2 - داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري. 3 - بوق نزن شاگردم خوابه! 4 - بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا ! 5 - از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي (واسه گريسكاري)! 6 - اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن!!! 7 - دنبالم نيا اسيرم مي شي! 8 - گشتم نبود ............نگرد نيست! 9 - سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده |
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
تست
یک سری تست برای تخمین علاقه ی شما به هنر و فرهنگ و جغرافیا و تاریخ و ورزش و ..... این مرز و بوم در ادامه مطلب تعبیه شده
لطفا پاسخ دهید
مدت پاسخگويی در روزنامه های کثيرالانتشار اعلام خواهد شد.
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
معیارهای تشخیص نامهای دختران
خوردنی باشد: مثل عسل
ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپيده، سحر
اسم جک و جونور باشد: اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا... حشره: مثل پروانه، چهارپا: مثل غزال
اسم علف باشد: مثل ريحانه، پونه و...
اسم مكان باشد: مثل صحرا، دريا، خاور، ايران
خيس باشد: مثل شبنم، دريا، ساحل، باران
و كلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد!
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
سؤال های بی جواب
چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
چرا وقتی باطری کنترل تلوزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
دیکشنری فارسی سال دو هزار و نه
آدامس : تنها چیزی كه توی دهان خانم ها بند می شود
آدم خوار: انسان دوست افراطی
آدم مغرور: كسی كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگوید : یه وجب بلند تر بزن
احمق: كسی كه دختر همسایه را در تاریكی نبوسد
ادب : یعنی كمك به یك خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به كمك احتیاج نداشته باشد
بقیه در ادامه مطلب
( ادامه مطلب )
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
یک نامه عاشقانه ی عجیب غریب
سلامی به گرمی مهیاگاز به کیفیت سینجر گاز به نوآوری نیک کالا با ضمانت پنج ساله، این نام نیک است که می ماند. امیدوارم سلام مرا پذیرفته باشی و آن را با چسب پنج دقیقه رازی (همه رازی از چسب رازی) بچسبانی. شب با تمام غمها در کنار تلویزیون صنام فراتر از یک نام نشسته ام و با خودکار بیک برای تو می نویسم زیرا فقط بیک است که مثل بیک می نویسد.
هنگامی که از من جدا شدی و آن چیزی که سردی را از من گرفت، فقط ضدیخ بهران بود و این بیمه ایران بود که پولش را فراهم کرد، که امروز پشتوانه فرداست . ای کاش اینجا بودی و می دیدی که باید اعتراف کنم که نگاهت اثر عمیق تری از نوار کاست سونی بر جا گذاشت. بیا سفر عشق را با پژو پرشیا که افتخار ملی ماست آغاز کنیم و با روغن ترمز بهران آسوده تر برانیم. بیا تا پیچهای زندگی را با ابزار مهدی باز کنیم و زندگیمان را با ساختمان پیش ساخته تمام اقساط بانک مسکن بهتر آغاز کنیم.
بیا تا گرد و غبار جدایی و تنهایی خود را با جاروبرقی پارس خزر پاک کنیم و سوار بر موتور سیکلت هندا بشویم. بیا تا لباسهای عشقمان را با چرخ خیاطی گلبافت که محصول کارخانجات کاچیران است بدوزیم.
تک ماکارون را در ظرف تفلون نچسب بریزیم و در پایان هدیه ای بفرستیم که کوچکترین ذره محبت را اندازه گیری می کند و آن چیزی نیست به جز ترازوی آشپزخانه هدیه که به دلچسبی و گوارایی زمزم است. و در آخر آرزو دارم دوباره چهره ات را با میمون چی توز ببینم.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(6) -
روش های گرفتن شیر
گرفتن شیر از کارهای سخت روزگار است. اساتید و بزرگان روش های مختلفی برای انجام این کار ارائه داده اند که به شرح زیر است؛
********************
روش نیوتن:
اجازه بده که شیر بگیرتت.
برای هر عملی عکس العمل برابری و در جهت عمل وجود دارد.
که این بدین معناست که شما شیر را گرفته اید.
********************
روش انشتین:
خلاف مسیر شیر بدوید.
بر اساس سرعت نسبی، شیر با سرعت بیشتری می دود و زودتر خسته می شود.
اکنون شما می توانید بآسانی او را به تله بیندازید.
********************
روش مهندس نرم افزار:
گربه ای را بگیرید و ادعا کنید که او شیر است.
درصورتیکه کسی مخالفتی کرد که این شیر نیست به او بگوید که بزودی برنامه بروزرسانی شیر شدنش بزودی آماده می کنید.
********************
روش سازمان اطلاعات و جاسوسی:
هر حیوانی که دم دست بود را بگیرید و با بازپرسی و شکنجه به او بقبالانید که او شیر است.
********************
روش شهرداری:
تمامی مسیر رفت و آمد شیر رو بکنید و چاله چوله درست کنید.
یا شیر می یوفته تو یکی از چاله ها و گیر می کنه یا پاش می پیچه که در هر دو صورتش هم می میره.
********************
روش سازمان نظارت بر اینترنت:
شیر رو از دید همه مخفی کنید و بگید که شیر مرده.
********************
روش سازمان آب:
آب رو بر روی شیر ببندید تا از تشنگی بمیرد.
********************
روش اسرائیلی:
شیر رو محاصره کنید و ورود و از ورود و خروج از منطقه جلوگیری کنید.
شیر یا از گشنگی می میره یا خودشو به کشتن می ده.
********************
روش رسانه های گروهی:
با یک پوشش خبری گسترده و همه جانبه خبر با دام افتادن شیر رو اعلام کنید.
اون وقت همه باورشون میشه، حتی خود شیره.
********************
روش فروشگاه های زنجیره ای:
به شیر غذای تاریخ گذشته بدید. بعد که خورد و مرد، بگیرید.
********************
روش انگلیسی:
خوتون رو شبیه شیر ماده کنید و برید طرفش. شب که تو بلغش هستید بزنید بکشیدش.
********************
روش جورج بوش:
اون شیر را به اوسامه بن لادن مرتب کرده و به او شلیک کنید.
********************
روش بانک:
اول یه لانه در اختیارش قرار دهید. همین که بهش عادت کرد بزنید و خرابش کنید.
شیره از غصه انرژیشو از دست می ده اون وقت می تونید بگیریدش.
********************
روش سازمان تعاون:
غذا رو تو منطقه محل سکونتش کمیاب کنید تا از نگرانی وضع موجود حیران بشه و از پا بیوفته.
اون موقعست که می تونید بگیریدش.
********************
روش پلیس:
بهش ایست بدین، قطعاً توجه نمی کنه، بعد بهش کلیک کنید.
********************
روش اداره کار:
اونقدر بیکار نگرش می داریم که از دیونگی یا خودشو بکشه یا خوشو ناقص کنه.
بعد می ریم می گیریمش.
********************
روش تروریست ها:
یه کیف بمب گذاری شده می بریم جایی که همیشه میره و خلوت می کنه (یا دعا می خونه) بعدش با کنترل از راه دور منفجرش می کنیم.
********************
روش شرکت هواپیمایی:
با هر ترفندی سوار یکی از هواپیما هامون می کنیمش و پرواز می کنیم.
شیره از تکون های هواپیما و از ترس می میره.
********************
روش اقتصاد دادن ها:
یه معجون اقتصادی می دیم بهش که از تورم بترکه و بمیره.
********************
روش پزشکان:
نسخه ای اشتباه نوشته و بعد از مرگ آقا شیره رو را بگیرید.
********************
روش دوستان ناباب:
به شیره یه مقدار مواد مخدر می دهید. بعد از خمار شدن او را به تله می اندازید.
********************
روش کارکاتوریست:
کاریکاتوری از شیره می کشید و نقطه ضعفش را آشکار کرده و با همان نطقه ضعف به او حمله می کنید.
********************
روش اداره پست:
غذای آقای شیره را به آدرس اشتباه تحویل دهید. وقتی از گشنگی مُرد او را بگیرید.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
چیزهایی که فقط می شه از مامان جون یادشون گرفت!
مادرم درباره انتظار به من گفت که؛
بذار بابات برگرده خونه تو می دونی و بابات.
مادرم درباره تهدید کردن به من گفت؛
وقتی رسیدیم خونه حسابتو می رسم.
مادرم درباره طرز مواجه شدن با مشکلات به من گفت؛
درباره چی فکر می کردی؟ وقتی باهات حرف می زنم به من جواب بده…جواب سوال نکن!
مادرم درباره منطقی بودن به من گفت؛
همین هست که من بهت می گم. اگه از اونجا بیوفتی پایین و گردنت بشکنه، دیگه نمی تونی با من بیای فروشگاه.
مادرم درباره علم پزشکی به من گفت؛
اگه هی چشماتو اینطوری کنی چپکی کنی، اونا برای همیشه به اون صورت خشک می شن.
مادرم درباره شغل و کار به من گفت؛
اگه امتحان هجی کردنتو با نمره خوب قبول نشی، هیچ وقت یه کار خوب گیرت نمی یاد.
مادرم درباره شوخ طبعی به من گفت؛
وقتی ماشین چمن زنی انگشتاتو قطع کرد، پیش من نیا
مادرم درباره بالغ شدن به من گفت؛
اگه سبزیجاتتو نخوری هیچ وقت بزرگ نمی شی.
مادرم درباره وراثت به من گفت؛
تو دقیقا مثل پدرتی.
مادرم درباره اصل و نسبم به من گفت؛
فکر می کنی تو تویله بدنیا اومدی؟
مادرم درباره مقدار فهم با توجه به سن به من گفت؛
وقتی به سن من رسیدی حتماً می فهمی.
مادرم درباره عدالت به من گفت؛
یه روز بالاخره بچه دار می شی، و امیدوارم که بچه هات دقیقاً مثل حالای خوت باشن. اون موقع است که می فهمی که چقدر ناجوره.
مادرم درباره دین به من گفت؛
اگه دعا نکنی سنگ می شی.
مادرم درباره پیش گویی به من گفت؛
اگه لباس زیرتو نپوشی، تصادف می کنی و می میری.
مادرم درباره مسخره کردن به من گفت؛
به گریت ادامه بده منم یه چیزی بهت می دم که بتونی بخاطرش گریه کنی.
مادرم درباره انعطاف پذیری به من گفت؛
میشه برگردی و کثیفی پشت گردنتو ببینی!
مادرم درباره شرایط جوی به من گفت؛
بنظر میاد که یک گردباد قوی از اتاقت عبور کرده باشه.
مادرم درباره مشکلات فیزیکی به من گفت؛
اگه بخاطری که یک شهاب سنگ داره میاد طرفت فریاد بزنم، اون موقع به من گوش می دی؟
مادرم درباره ریاکاری به من گفت؛
اگه بهت یکبار گفته باشم، من بهت یک میلیون بار بهت گفتم که اغراق نکردم.
مادرم درباره چرخه زندگی به من گفت؛
من تو رو بدنیا اوردم، خودم هم می تونم بکشمت.
مادرم درباره تغییر رفتار و رویه به من گفت؛
مثل پدرت رفتار نکن!
مادرم درباره حسادت به من گفت؛
میلیون ها بچه تو دنیا هستن که حسرت داشتن پدر و مادر تو رو دارن.
مادرم درباره پارک رفتن به من گفت؛
بعداً می ریم پارک.
مادرم درباره بد بودن پرخوری به من گفت؛
بس که خورده مثل سگ حار شده.
مادرم درباره حیوانات جنگل به من گفت؛
اگه اذیت کنی خاله میمونه میاد می خورتت.
مادرم درباره فضا به من گفت؛
اگه تنها بری تو کوچه، آدم فضایی ها میان و می برنت.
مادرم درباره انتخاب همسر به من گفت؛
نمی دونم فردا بعد از ازدواج می خواد کی رو بدبخت کنه.
مادرم درباره سیاست به من گفت؛
دیدی چطوری پدرت حرفمو باور کرد.
مادرم درباره امنیت به من گفت؛
شب که میری بخوابی در اتاقتو قفل کن و برو زیر پتو وگر نه آقا دزده میاد سراغت.
مادرم درباره نفت به من گفت؛
این غذایی که توی سفره می بینی همش از پوله نفته.
مادرم درباره گرانی به من گفت؛
دیدی دیروز نذاشتی برم مغازه گفتی بریم پارک، امروز باید کلی پول بیشتر بدم.
مادرم درباره حس وطن دوستی به من گفت؛
ان شاالله بزرگ شی، پول دار شی، بری خارج، همه خانواده رو هم با خودت ببری.
مادرم درباره تلفن به من گفت؛
نمی دونم چرا این موبایل ها هیچ وقت آنتن نمی ده.
مادرم درباره اعتماد زن و شوهر به من گفت؛
نمی دونم بابات دوباره کی رو دیده سرش گرم شده و نیومده.
مادرم درباره آزادی به من گفت؛
از خونه بیرون نرو، حرف نزن، بازی نکن، دست به وسائل خونه نزن، تا دیروقت بیدار نباش، باباتو اذیت نکن، …
مادرم درباره برنامه های تلویزیونی به من گفت؛
دیدی امروز یادم رفت به بابات بگم چند تا فیلم واسه امشب کرایه کنه تا ببینیم.
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
مامان من نمی خوام برم مدرسه!
صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت.
مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است.
پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه.
مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه.
پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد.
مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه.
پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
happy valentain day
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -
نظر دادن1-سخته؟
2-هزینه ی سنگین داره؟
3-وقت زیادی می خواد؟
4-نیاز به تبحر خاصی داره؟
5-کلاس شما رو پایین میاره؟
6-کامپیوترتونو ویروسی میکنه؟
7-زلزله میاد؟
8-قحطی میشه؟
9-یارانه ها قطع میشه؟
10-تیغ داره؟
11-پول آب و برق و گاز و تلفنتون سر به آسمون میکشه؟
پـــــــــــــــــــــــــــــس چرا نظر نمی دین؟
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(9) -
پدر .. مادر .. ما متهمیم
پدرمومن من ... مادر
مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و
اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما
نه معانی الفاظ
و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام
نتیجه کار تو و آثار
نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست
و فرق من بی نماز با تو
نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!
تو می گویی: نماز
خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با
مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط
تمام کوشش اش این
باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر
کند. اگر هنگام حرف زدن
"ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه
حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!
اگر کسی روزی
پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس
پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را
از شما بخواهد و ببینید
که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی
فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به
او چه می دهید؟
و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا
ترس از شما هم انجام می
دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟
اگر خدا از آدم خیلی بی
شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور
دارد
بدش بیاید همان رکعت
اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می
اندازد و پرتش می کند
توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان
زبان بسته ی نجیب بار
بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا
زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش
حماله الحطب!!!
و
اگر خدا ترحم کند رهایش
می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور
بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی
طریق در این" مذهب
دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا
نبیند که چه می کند و
با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و
تقوی می گویند.
کجایی پدر مومن من...
مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی
که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان خدای آسمان را نماز می برید
و در عمل بت های قرن
را. خداوندان زمین را...
بت هایی را که دیگر
مجسمه های ساده و گنگ و عاجز
عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند
برگرفته از کتاب **پدر .. مادر .. ما متهمیم ** از دکتر علی شریعتی...
نوشته شده توسط حامد | لینک ثابت ||
- نظر(0) -